تبليغاتX
شبی از شعرها -

نزار

مهري جعفري

استكاني ديگر

باز هم .

اين بار كمي بيشتر

يك جرعه.

بيا با هم برقصيم اتاق

بار ديگر

بيا در اين خنده هاي بلند

پيچ بخوريم

بيا نخوابيم اتاق

يك استكان ديگر

بيا؛ در اين قي غلت بزنيم

فكرش را هم نكن

فردا

باز هم تميز خواهي ‌شد

و من …

حالا كسي در نخ ما نيست

بيا كيف كنيم اتاق

بيا ديگر نخوابيم.

 

بر شاخك مگس‌هاي سبز

مهري جعفري

من اما

هنوز من‌ام.

دراز كشيده‌ام

و نگاه مي‌كنم.

به عهده نمي‌گيرم

اما هيچ

بستن پلك‌هايم را

و تكان دادن

هيچ

بندي از انگشتانم

برانيد يا نرانيد

روي دوش‌هايتان

به عهده نمي‌گيرم

اين بويناكي اسفناك شلوارم

هيچ

بكشيدم يا نه

من كشان كشان

كشيده مي‌شوم.

به عهده نمي‌گيرم

اما هيچ

اين وزني كه از من

كنده مي‌شود

و بار مي‌شود

بر شاخك مگس‌هاي سبز

، بر تن لزج كرم‌ها

من اما

دراز مي‌شوم

و به عهده نمي‌گيرم

اما هيچ…

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 15:58  توسط گروه بهمن  |